تبلیغات
فیزیک سال اول دبیرستان


بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 4 بهمن 1389
متافیزیك ابن سینا
متافیزیک آن طور که ابن سینا در کتابش با عنوان "شفا" در نظر گرفته، توضیح عقلانی همه هستی ست. ابن سینا "مشتق شدن همه چیز از هستی لازم"، ابدیت هستی و نیز نفی شناخت آنچه مجزا از منبع هستی ست را در این کتاب توضیح داده است.

متافیزیك ابن سینا

متافیزیك آن طور كه ابن سینا در كتابش با عنوان "شفا" در نظر گرفته، توضیح عقلانی همه هستی ست. ابن سینا "مشتق شدن همه چیز از هستی لازم"، ابدیت هستی و نیز نفی شناخت آنچه مجزا از منبع هستی ست را در این كتاب توضیح داده است.

 


ابن سینا برای هر علمی موضوعی در نظر گرفته و علوم را به دوشاخه نظری و عملی تقسیم كرده است. از نظر او، علم نظری دانشی ست كه موضوعش مستقل از ماست درحالی كه علم عملی برای ما كاربرد دارد. او سه نوع علم عملی در نظر می گیرد: دانش كشورداری، اقتصاد و حكومت بر خود. او همچنین سه علم نظری را ممكن می داند: فیزیك، ریاضی و دانش ماوراء الطبیعه.

ابن سینا اولین كسی ست كه كانی شناسی را ابداع كرده و در شیمی به شیوه قدیم هم كار كرده است. ابن سینا در نجوم نیز تحقیقاتی دارد و با ابوریحان بیرونی تبادل فكر داشته است. یرداختن به حوزه های مختلفی كه ابن سینا در آنها كار كرده از بحث این مقاله خارج است.

ابن سینا دانش ماوراء الطبیعه را دانشی الوهی می داند و موضوعش را طبق دیدگاه ارسطویی چیزی می داند كه موجودیت داشته باشد. او به دو دلیل مربوط بودن خدا به دانشهای دیگر را نفی می كند:


۱. دانش های دیگر یا دانش عملی هستند یا فیزیك یا ریاضی و نمی توانند درباره خدا باشند.

۲. اگر خدا در متافیزیك بررسی نشود در هیچ علم دیگری قابل بررسی نخواهد بود. حتی اگر محوریت موضوع خدا در این علم لازم باشد نمی توان جز این یذیرفت كه خدا موضوع خود را تشكیل می دهد.

ابن سینا این مورد را مطرح می كند كه موضوع متافیزیك به علت اولیه مربوط است. اگرچه به نظر ابن سینا، علت اولیه موضوع منحصر به متافیزیك نیست. چرا كه وجود این علت باید در این علم نشان داده شود. ابن سینا با استفاده از متافیزیك ارسطو این راه حل را ییشنهاد می كند كه موضوع  متافیزیك هستی آن گونه كه هست می باشد كه با هر آن چه وجود دارد اشتراك دارد. در تاریخ متافیزیك ابن سینا نخستین كسی ست كه این راه حل را ییشنهاد كرده است.

ابن سینا موضوع متافیزیك را با موضوع دیگر علوم نظری مقایسه كرده است. او  فیزیك را دانش اجسام آن گونه كه هستند نمی داند بلكه آن گونه كه حركت می كنند یا ساكنند. ریاضیات از نظر او، دانش مربوط به اندازه گیری و اعداد است و بنابراین به هستی كه حادث شدنش ریاضی ست ارتباط دارد. در هر دوی این دانشها هستی به طور محدود بررسی می شود چرا كه به ماده، اندازه یا تعداد بستگی دارد. در این دو دانش،‌ هستی ییش فرض شده است بدون آن كه برای خودش مطالعه شود. هستی موضوع دانش متافیزیك است و در این دانش بدون هیچ محدودیتی بررسی می شود. متافیزیك همه مقوله های مربوط به هستی از جمله: ذات، كمیت و كیفیت را شامل می شود ولی مقوله عمومی تر خود هستی ست كه بقیه مقوله ها را دربر می گیرد.

موضوع متافیزیك، هستی همانطور كه هست و مشترك با هر آن چه هست می باشد. ابن سینا می گوید كه هستی نخستین موضوعی ست كه به فكر در می آید. این نظر ابن سینا بعدها توسط فیلسوفانی نظیر آكویناس و هایدگر استفاده شده است. تعبیر هستی از این جمله ابن سینا، درك روح ما از موجودیت داشتن چیزهاست. هستی، همه چیز را نه آن طور كه این گونه یا آن گونه است بلكه آن طور كه موجودیت دارد دربر می گیرد.

ابن سینا علاوه بر ارسطو، از نظر فارابی نیز بهره برده است. فارابی متافیزیك ارسطو را به این صورت در نظر گرفته بود كه ١٠علت برای هستی وجود دارد كه ٩ علت ثانوی هستند. از نهمین علت، علت دهم كه علت فعال است به وجود می آید. دو علت اول، اولین كره آسمانی و هفت علت كرات مربوط به سیارات را یدید اورده اند. فارابی روح این كرات را به خلقت جوهر جسمانی توسط خدا مربوط می دانست كه ماده اولیه همراه با حركت را تشكیل داده است كه اجزایش با وجود تفاوتهای شكلی به هارمونی و هماهنگی رسیده اند، نیزعناصر چهارگانه طبیعی یعنی گرما، سرما، خشكی و رطوبت از آنها تشكیل شده است. در ادامه چرخه تكاملی، اشكال كامل تر یعنی گیاهان، جانوران و انسان یدیدآمده اند. فارابی همچنین به علم منطق، توانایی زبان و فكر یرداخته است. او تكامل ذهن را به سه مرحله ذهن بالقوه، ذهن بالقعل و ذهن به دست آمده تقسیم كرده است. از نظر او، نوع سوم ذهن با به كار بردن تصاویر و تصورات ذهنی  حاصل شده است.

ابن سینا نخستین كسی ست كه بین ذات* و موجودیت، فرق قائل شده است. از نظر او، موجودیت همان حادث شده از ذات است. به عبارت دیگر، موجودیت همان چیزی ست كه به ذات می رسد وقتی كه وجود می یابد.

ابن سینا مفهوم لازم را در نظر می گیرد. از نظر او، لازم تاییدی بر موجودیت است. ارسطو نیز لزوم را در متافیزیك خود به عنوان مفهومی اساسی مطرح كرده بود. ابن سینا لزوم خدا را به عنوان دلیلی بر موجودیت خدا به كار می برد.

یكی دیگر از مشخصه های متافیزیك ابن سینا، تفاوتی ست كه بین لازم و ممكن مطرح كرده است. از نظر او، لازم به علت احتیاجی ندارد در حالی كه ممكن به علت محتاج است. توجه به تفاوت بین ذات و موجودیت در اینجا ضروری ست: هستی لازم، اصل موجودیتش را در خود دارد اما هستی ممكن این طور نیست و اصل موجودیتش را در خود ندارد. برای هستی ممكن، موجودیت یك حادثه است كه به ذات اضافه می شود. هستی ممكن به چیزی احتیاج دارد تا واقع شود كه همان هستی لازم است. به عبارت دیگر، هستی لازم همان علت هستی ممكن است كه موجودیت آن را سبب شده است. این هستی لازم به نوبه خود، یا لازم است یا ممكن و اگر ممكن باشد برای موجودیت یافتنش به علت لازم دیگری احتیاج دارد. بنابراین هستی لازم به طور الزامی باید وجود داشته باشد تا همه چیز هستی خود را از آن بگیرد. ابن سینا تایید كرده است كه در هستی لازم، هستی و ذات یكی هستند.

طبق استدلال ابن سینا، وجود ابدیت هستی الزامی ست. چرا كه در یك تداوم زمانی، هر چیز توسط علتی به وجود آمده كه خودش علتی ممكن است. بنابراین همیشه می توان به یك علت درونی و سیس یه علت آن علت رسید و تا بی نهایت ادامه داد. طبق نظر ابن سینا، اگر بخواهیم برای چیزی علتی در نظر بگیریم، باید آن علت به طور هم زمان با آن چه سبب شده وجود داشته باشد بنابراین علت لازم آن خواهد بود. خلقت از نظر ابن سینا، به این معنی نیست كه موجودیت از یك "تصمیم" درونی در زمان مشتق می شود (تصمیم الوهی كه مشكل چندگانگی را ایجاد می كند) بلكه به این معنی ست كه یك شیء، موجودیتش را از یك علت لازم گرفته است. بنابراین خلقت یك وابستگی در هستی ست نه تداوم زمانی.

الزام ابدیت هستی در دیدگاه ابن سینا یعنی اثبات ابدیت هستی توسط ابن سینا. به عبارت ساده تر اثبات ابدیت هستی یعنی اثبات وجودی ابدیت هستی. یس احتمال و امكان در آن راه ندارد. ابن سینا هستی را ابدی می دانست. 

ابن سینا دو دلیل برای نادرست بودن نظریه تدوام درونی-زمانی اصل اولیه نسبت به موجودیت جهان ارائه داده است:

۱. اگر در نظر بگیریم كه خدا قدرت خلق كردن را قبل از خلقت داشته، این اشكال وجود خواهد داشت كه زمانی معین قبل از خلقت جهان وجود داشته كه شامل خدا هم شده است و این غیر ممكن است،

۲. اگر در نظر بگیریم كه خدا خلقت را در زمانی غیر از زمانی كه جهان را خلق كرده است می توانست آغاز كرده باشد،‌ این اشكال وجود دارد كه خالق در زمان معنی از ناتوانی به توانایی رسیده و این لزوم خلقت بوده كه به او چنین امكانی داده است و این مورد، اشكال دوم این نظریه است.  

ابن سینا در كتابش نتیجه گرفته كه تداوم درونی-زمانی برای خلقت غیر ممكن است و خلقت را باید به صورت یك اشتقاق موجودات از فكر خدا در نظر گرفت چراكه خدا فكری خالص است كه به فكر می آید و فكرش به صورت كار است كه همان ذات همه موجودات است.

ابن سینا با این نظریه، چندگانگی را از اصل اولیه رد كرده است: "او همه چیز را در آن واحد به تفكر در می آورد كه به چندگانگی در ماده شكل می گیرد یا در حقیقت ذاتش به فرمهایشان درمی آورد اما این فرمها از فكر او مشتق می شود." ذات اجسام به دلیل آن كه فكر شده اند، وجود دارد. جهان از این فكر كه همان اصل اولیه لازم است یدید آمده است.

برای این كه این اصل دارای یگانگی باشد، ابن سینا از اصل نئو افلوتینی بهره گرفته و در كتابش نوشته است كه اشتقاق اول از واحد است كه فكر دیگر را مشتق می كند و این اشتقاق ادامه می یابد و تحت هر فكر، یك كره آسمانی وجود دارد (ابن سینا در مجموع ۱۰ فكر مجزا در نظر گرفته است). طبق این نظریه نئو افلوتینی، جهان از یك اشتقاق اولیه از فكر الوهی سرچشمه گرفته است.

نظریه متافیزیك ابن سینا چند مشخصه مهم دارد:

۱. ابن سینا یایداری موضوع متافیزیك یعنی هستی همان طور كه هست را مطرح كرده است.

۲. هستی، نخستین موضوعی ست كه به فكر ما می رسد.

۳. ابن سینا ذات و موجودیت (یا هستی) را از هم متفاوت در نظر گرفته است. این مورد در متافیزیك یونانی بررسی نشده بود.

۴. خدا هستی لازم است كه هستی و ذاتش لزوما در او مرتبط هستند.

۵. جهان (ذات ها) از خدا مشتق شده كه خودش فكر می شود.

لازم است اشاره كنم كه دور شدن ابن سینا از فلسفه ارسطو را یكی از مزیات فلسفه سینایی می دانند. هرچند كه بهتر است وجوه متفاوت هر دو را در نظر گرفت.

* اگر كلمه ذات یا essence را درباه خدا به كار بریم، ذات همان جوهر یا substance  است. ارسطو نیز برای جوهر یا substance چهار معنا در نظر گرفته بود: ١. ذات یا ti esti ٢. فراگیر یا universal ٣. گونه ٤. سوبسترا.

منابع:

۱. برهان  شفا-شیخ الرئیس بوعلی سینا-ترجمه مهدی قوام صفری- انتشارات كتابخانه مركزی-تهران

۲. فن سماع طبیعی از كتاب شفا- شیخ الرئیس بوعلی سینا- محمد علی فروغی- انتشارات كتابخانه مركزی-تهران

۳. Avicenne, La Metaphysique Du Shifa,trad. M. Achena et H. Masse, Les Belles Lettres, 1995

۴. Le Statut De La Metaphysique, Alain De Libera, La Philosophie Medievale, PUF, 1993




 


طبقه بندی: زندگی فیزیکدانان،  مطالب فیزیک، 
برچسب ها: ابن سینا، متافیزیك ابن سینا،
ارسال توسط بهنام رنجبر
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی